تبليغاتX
ای شمعها بسوزید
همنفس

جمله ايي ازت شنيدم توي آخرين تماسم

مثل يه غريبه گفتي من تو رو نمي شناسم!

با يه لحن بي تفاوت زندگيمو تيره كردي

گفتي ممنون ميشم از تو اگه ديگه بر نگردي!

با شنيدنش شكستم به كسي چيزي نگفتم

با خودم قرار گذاشتم ديگه ياد تو نيفتم

داشتم از غمت ميمردم تو سكوت مرگبارم

واسه تو ازت گذشتم .فكر نكن دوست ندارم

مي دونم كه از نبودم جامو خالي حس نكردي

من جواب ازت گرفتم به چه لحن تند و سردي

آخه من چطور عزيزم ديگه نشنوم صداتو

فكر نكن كه بردم از ياد لحن خوب خنده هاتو

لاقل برامون اي كاش مونده بود يه راه آشتي

حيف از اينكه واسه خوبي هيچ راهي نذاشتي

آرزوي رفته بر باد. من مزاحمت نميشم

آخرش نشد بموني واسه هميشه پيشم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 10:3  توسط میکاییل |